تبليغاتX
سخنی ازجنس دل
 
 
 
نام فیلم : مرثیه (Elegy)                                    کارگردان : ایزابل کویکسِت
-
نویسنده : نیکولاس مایر                                    ژانر : درام و اقتباس 
-
تهیه کننده : گری لوکیزی ، تام روسنبرگ ، دومِنیکو پروکاکسای ، آندری لامال 
-
بازیگران : پنه‌لوپه کروز ، بن کینگزلی ، پاتریکیا کلارکسون
 
داستان فیلم :
پرفسور جذاب دیوید  (بن کینگزلی) ، در جذب دانشجویان دختر ماجراجو ، خیلی موفق است ، زمانی کانسولا کاستیلو (پنه‌لوپه کروز) ، دختر زیبا و جذاب وارد کلاس درس او می شود ،  ؛ موهای بلند ، درخشان و زیبایی این دختر ، پروفسور را بسیار مجذوب خود کرده و در عین حال او را بسیار مضطرب می کند ، با وجود این که دیوید بدن دختر را یک هنر بی عیب و نقص می خواند ، کانسولا روابط عاطفی سنگینی را با دیوید برقرار می کند .. اما در نهایت دیوید طوری جلوه می دهد که در کانسولا حس خیانت و حسادت از سوی دیوید ، به وجود خواهد آمد . اکنون دیوید خرد شده ، خود را در کار غرق می کند و اینگونه به مقابله با از دست دادن دوست قدیمیش می رود . دو سال بعد ، کانسولا دوباره به زندگی او بر می گردد ، البته همراه با تقاضای فوری و سختی که همه چیز را عوض خواهد کرد . . .
 

وارونگی معنای عشق درجهان غرب ودنیای معاصر 

عشق یکی از مفاهیم وپدیده هائیست که درتمام حوزه های علوم انسانی ازفلسفه گرفته تا روانشناسی ،ازعلوم اجتماعی تا ..ازفیزیک گرفته تامتافیزیک ،محل بحث ومناقشه بوده است .

حتی بحث پیرامون عشق به علوم پزشکی نیزسرایت نموده وپزشکان بامطالعه بر روی مغز انسان بروز عشق را معلول فعل وانفعالات هورمونی در درون مغزدانسته وبه ریشه یابی عملکرد غدد وهورمونها درمغز هنگام بروزگرایشات عاشقانه برآمده اند .

ازاینرو مفهوم عشق یکی از پویاترین مفاهیم علوم انسانی است که هیچگاه نمی توان تعریف جامع ومانعی ازآن بدست داد وهریک از گرایشات وشاخه های علمی تنها به بخشی ازآن اشاره نمودند  ودرواقع همچون روزنه ای کوچکی بودند که تنها بخشی از نور خورشیدعشق را باز تابانیده اند .

عشق درضمن بخاطر تعاریف ومعانی متنوع و مختلفی که از آن اخذ می شود محل مناقشه بسیاری از فلاسفه درطول تاریخ نیز بوده است .

ولی من شخصا تاحدودی باتعریفی که برخی از روانشناسان اجتماعی درباره عشق داده اند ،موافقم .

گرچه آن را کامل نمی دانم وبه مثابه نورافکنی می دانم که توانسته محدوده کوچکی ازیک محوطه بزرگ را روشن سازد .این دسته از روانشناسان عشق را گرایش شدید عاطفی یک شخص به شخص دیگر ویا پدیده های دیگر دانسته اند .

حداقل روانشناسان غربی که بامفهوم عشق وجلوه های فرامادی آن درجهان شرق آشنا نیستند به این تعریف اعتماد بیشتری دارند .

فیلم "مرثیه " قرار است فیلمی درباره عشق باشد ولی مثل بسیاری دیگرازفیلمهای مشابه تولید مغرب زمین عشق را درچهارچوب تمنیات مهارنشدنی جسم  به تعریف می نشیند .

دریک دنیای پوچ وماشین زده وخالی از هرگونه معنا وگرفتار درچنبره مدرنیسم ومدرنیته گویا فقط روابط جنسی وایجاد تنوع در روش های آن وهمچنین تعدد وکثرت در معشوق ومعشوقه ها قراراست معنابخش زندگی درغرب باشد .

ازهمین روست که متفکران غربی عمدتا توجه خود را به کارکردهای جنسی عشق زمینی معطوف داشته وباپررنگ ساختن این وجه از وجوه عشق ازدیگر کارکردهای آن غافل می مانند .

البته در مرثیه قدری موضوع متفاوت است.دراینجا با یک استاد دانشگاه بنام دیوید روبرو هستیم که بایکی از شگردانش بنام "کنسولا "که سی سال از او کوچکتر است روی هم می ریزد ونرد عشق می بازد .

کنسولا خیلی راحت به عشق دیوید پاسخ مثبت میدهد و کارشان خیلی زود به تختخواب کشیده می شود .ودراینجاست که کلیشه همیشگی داستانها وفیلم های عشقی تکرار می شود .کنسولا میخواهد دیوید فقط به او وفادار باشد ودررابطه اش با دیوید به ازدواج فکر می کند درحالیکه دیوید میخواهد "کنسولا "درحد یک معشوقه همانند معشوقه های قبلی او باقی بماند ونه چیزی فراتر از آن .واساسا تضاد میان دو خواسته متفاوتی که این دو دارند فیلم را قوت می بخشد .این کلیشه همیشه دستمایه فیلمهای اینچنینی بوده است و کوشش می کند وانمود سازد درعشق زنها یک شوهرمیخواهند ولی مردها صرفا بدنبال شریک جنسی اند .این موضوع در دوره معاصر گرچه به دورازواقعیت نیست ولی نمی توان آن را به همه تعمیم داد .

کنسولا یک میهمانی ترتیب میدهد تا دیوید را بعنوان نامزد خود معرفی کند ولی دیوید از حضور درآن میهمانی سرباز می زند ورابطه آنها به همان سرعتی که شکل گرفت پایان می یابد .

دراین میان "مایکل "که پسربزرگ دیوید است وباصطلاح پزشکی متاهل با پرستیژاست نیز دل به دختری می بندد وبرای رسیدن به وصال معشوقه از پدرش "دیوید"که عمری دراین زمینه تجربه اندوخته !!!طلب یاری می کند .

دیوید براین امیداست تابتواند از تجربیات پدرش دراین مسیر پرپیچ وخم استفاده کرده و...

درانتها بعداز مدتی کنسولا با دیوید تماس می گیرد .منتهی این بار وضعیت کاملا تغییر یافته است .کنسولا بعلت ابتلاء به سرطان سینه مجبور به عمل جراحی است ودراین وضعیت بغرنج به عاطفه دیوید نیاز می یابد .ازاینرو نهایتا "دیوید "بر بالین کنسولا حضور می یابد تا مرحمی برزخم عشق درکنسولا باشد .

فیلم "مرثیه "به لحاظ فیلمنامه دچارمشکل است چون حوادث بر منطق صحیحی استوار نمی گردد وخیلی سئوال های مخاطب را بی پاسخ می گذارد .ازجمله اینکه همسر دیوید درمقابل  رفتارهای او چرا برخوردی چنین انفعالی داردوبسادگی دروغ های شوهرش را می پذیرد؟ .چرا جرج دوست دیوید بدون هیچ پیش زمینه قبلی دچار سکته می شود؟ و....

فیلم "مرثیه "ساخته یک زن فیلمساز است وطبیعی است که جهت گیری های مردستیزانه داشته باشد .شاید بهتر می بود اسم فیلم ارثیه باشد ونه مرثیه وسوگواراره ای برای عشق چراکه زن باره گی و دوان ژوانیسم را پدیده ای ارثی درهمه مردان می داند وصرفا به همین دلیل تصویری که از دیوید وجرج ومایکل درفیلم ارائه میدهد تقریبا همسان است .همه این مردان به تنوع طلبی جنسی مبتلاهستند و ختم کلام اینکه آنچه دراین فیلم ناگفته باقی می ماند مرزمیان عشق ودلدادگی با تنوع طلبی های جنسی است .

بهرحال آنچه فیلم مرثیه ارائه میدهد عشق نیست چرا که شخصا براین اعتقادم "عشق یک احساس درونی است که هرکس بنابر ویژگی های شخصی خودش آن را تجربه می کند و به تعداد تمام عاشق پیشگان درجهان برای عشق تعریف وجود دارد ."

 

نوشته شده توسط: محمدحسین در شنبه نهم خرداد 1388 ساعت 23:39 | + |

نگاهی به فیلم "متهم "

 

 

وقتی شهوت "خشونت " می آفریند

 

نام فیلم :متهم (the accused)

کارگردان :جاناتان کاپلان

بازیگران :

جودی فاستر

کلی مک گیلیس

برنی کولسون

آن هیوز و...

محصول 1988 – آمریکا

داستان فیلم :دراتاق یک کافه شبانه سه نفر از دختری بنام "ساراتوپیاس " هتک حرمت نموده ودر مقابل چشمان دیگر مشتریان به او تجاوز می نمایند .

مری مراحل خفت بار معاینات پزشکی وتحقیقات قضایی راپشت سر می گذارد ووکیلی بنام خانم "کاترین مورفیه "وکالت اورا به عهده می گیرد .از آنجا که مری سابقه خوبی ندارد دفاع از او برای خانم "کاترین مورفیه "دشوار می گردد.چراکه مری تاقبل ازاین سابقه استفاده ازماری جوانا،حملکوکایین وانجام نمایشات سکسی راداشته است . ولی علی رغم وجود موانع ومشکلات وکیل اویعنی خانم "مورفیه "موفق به محکومیت سه جوان هتاکو متجاوز در دادگاه می شود

 

                                                                 *     *     *

 

فیلم "متهم "گرچه به ظاهر فیلمی ساده وبی تکلف بنظر می رسد که با استفاده از یک موضوع ساده و کشش لازم درفیلمنامه توانسته دوساعت مخاطب خویش را مشتاقانه به پیگیری ماجرای فیلم وادارد ولی با قدری تامل دراین فیلم بظاهرساده وبا مضمونی کلیشه ای می توان توانایی سازنده فیلم را درارائه یک فیلم خوش ساخت که باظرافت هایی خاص خشونت پدیدآمده از شهوت را به نقد می کشاند ،دید .

فیلم با فرار "سارا توپیاس "با سر و وضعی آشفته از یک کلوپ شبانه آغاز می شود ودر ادامه فیلم تماشاگزر می فهمد سارا درآن کلوپ مورد آزاز جسمی وجنسی چند جوان قرار گرفته است .ولی کارگردان وفیلمنامه نویس هوشیارتر وزیرک تراز آن هستند که موضوع داستان را همان ابتدای فیلم لو دهند .ازاینرو تماشاگر درتمام طول مدت فیلم از طریق کشمکش بین وکلای طرفین و موارد تازه ای که از سابقه نه چندان مناسب "سارا توپیاس "فاش می شود،کنجکاوانه فیلم را تعقیب کرده وتا آخرماجرا ازقضاوت درمورد آدمهای داستان خودداری می کند وهمیشه همینطوراست که قضاوت درمورد پدیده ای که ابعاد مختلف آن چندان روشن نیست بسیاردشواراست .بویژه این مقوله زمانی دشوارتر می گردد که بایک پدیده جنایی وکار داشته باشیم .درفیلم "متهم "درواقع با یک درام مواجه هستیم که درآن کشمکش بین انسان با انسان مطرح است وادمها برای اثبات حقانیت خود بیشتر با یکدیگر درتقابل هستند تا با یک سیستم .

دربستر فیلم ودرهمین تقابل های حقوقی است که تماشگر با فساد وانحطاطی که جوامع به اصطلاح مترقی ومدرن را درزبرگرفته آشنایی می یابد ومی فهمد حتی درجوامع بظاهر دموکراتیک ومدعی آزادی وبرابری های انسانها درمقابل قانون پول تنها معیارارزشهاست و وجایی که سرمایه داری افسارگسیخته جریان دارد هم می توان از علم "حقوق "معنایی مخالف باماهیتی متفاوت استنباط کرد وبا استناد به قوانین حقوقی حقوق قانونی افراد را پایمال ساخت وهم حقوقدان ها را خرید تا قانون را به ضد خود مبدل کنند .

این معنا را درقسمتی ازفیلم که وکیل مدافع "سیاراتوپیاس "با وکیل مدافعان سه جوان متهم بناچار به توافق می رسد ومجبور می شود باتن دادن به این توافق جرم تجاوز به عنف متهمان را تاحد جرم کوچکی چون "بی احتیاطی های مخاطره آمیز "تقلیل دهد ،دریافت

خانم "کاترین مورفیه "بعنوان یک وکیل وجدان مدار و اگاه به مسئولیت های انسانی خویش بعداز این ناکامی ارام نمی نشیند واین بار عزم را جزم می کند تادرکنار مجرمین اصلی مردم وجماعتی را که سبب ساز این جرم بوده اند را به دادگاه بکشاند .واین نماد انگشت اتهامی است که او به سمت جامعه نشانه می گیرد .

خانم "کاترین مورفیه "میخواهد این موضوع را به اثبات برساند که دروقوع این جرم نه تنها سه جوان متهم بلکه همان جماعت مست ولایعقلی که درکلوپ باکف زدن ها وفریادهای تشویق آمیز خود سه جوان مربوطه را به آزارجنسی "سارا تحریک می کردند به پای میز محاکمه بکشاند .

حرکات جماعتی که درکلوپ از رفتارهای نامعقول سه جوان متهم  حمایت می کردند نمایانگر "وندالیسم "و وحشیگری های کوری است که متاثرازالتهابات وهیجانات دوران جوانی معمولا درجمع های گروهی فرصت بروز وخود نمایی می یابد .

فیلم بعداز یک سری اوج وفرود و کشمکش های جذاب بلاخره با سماجت خانم مورفیه و شهادت یکی از حاضرین درمحل وقوع جرم بنام "کنت جویس "با محکومیت جوانان متجاوز به محکومیتی سنگین تر پایانی خوش می یابد .

درواقع "متهم "روایتگرنابسامانی هایی است که معولا درجوامعی روی میدهد که اخلاق بر بنیان های محکمی استوار نیست ودرچنین جوامع بحران زده ای هیجانان دوران جوانی به مدداستفاده ازموادمخدر ونیروزا ومحرک بجای انکه درمدارصحیحی قرار گیرد در اعمال مجرمانه تجلی می یابد .

بازی های فوق العاده جودی فاستر درنقش"ساراتوپیاس "وخانم کلی مک گیلیس درنقش "کاترین مورفیه "راباید از نقاط برجسته فیلم بشمار آورد .

لازم به ذکراست که خانم جودی فاستر بخاطر بازی دراین فیلم جایزه بهترین هنرپیشه نقش زن دراسکار سال 1988 را ربود وتوانست جوایز سایرجوایزمجامع هنری مانند "گلدن گلوب "را از آن خود سازد.

 

نوشته شده توسط: محمدحسین در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 ساعت 23:48 | + |